چطور می توانیم نوآوری در کسب و کار خود داشته باشیم

نوآوری

چطور به نوآوری برسیم؟

تصور کنید تازه می خواهید آشپزی کنید و تا به حال حتی یک نیمرو هم درست نکرده اید.

اولین کاری که می کنید چیست؟

بعضی ها به سراغ کتاب های آشپزی می روند، بعضی ها توی اینترنت جستجو می کنند، بعضی ها از مادرشان می پرسند و خلاصه هر کسی به روشی طرز تهیه غذا را یاد می گیرد.

خب شروع می کنید به پختن قورمه سبزی با توجه به دستور پختی که بدست آورده اید. دفعه اول احتمالا غذای خوبی درست نکنید یا حتی افتضاح شود ولی کم کم به یک روش پخت عالی می رسید و قورمه سبزی شما بهترین قورمه سبزی در بین اقوام می شود.

زمانی به دنبال پیدا کردن دستور پخت قورمه سبزی هستید متوجه می شوید که نیاز به یکسری مواد مثل لوبیا، سبزی و … دارید و روش پخت.

بعضی دستور پخت ها با رب درست می کنند، بعضی ها بدون رب. بعضی ها با سرخ کردن اول پیاز و بعضی ها پیاز را بدون سرخ کردن و به صورت درست استفاده می کنند. بالاخره هر کسی به روش خاص خودش. ولی تقریبا تمام روش ها یکسان است.

نوآوری مثل درست کردن قورمه سبزی است.

زمانی می خواهید برای اولین بار نوآوری یا خلاقیتی داشته باشید، روش ها و تکنیک های آن را از کتاب ها، اینترنت و اساتید می پرسید. بعد شروع به انجام دادن نوآوری در زمینه کاری خود یا در زمینه ها دیگر می کنید.

برای اینکه قورمه سبزی شما خوشمزه بشود و موردپسند قرار بگیرد نیاز دارید که بارها و بارها تمرین پختن انجام دهید. نوآوری هم به همین شکل است بعد از اینکه تکنیک ها را یاد گرفتید نیاز دارید که بارها و بارها در زمینه های مختلف تمرین کنید تا به قولی ” قلق کار دستتان بیاید”. بعد از آن به راحتی می توانید در هر زمینه ای نوآوری داشته باشید.

در پختن قورمه سبزی تنها با داشتن دستور پخت و مواد آن، نمی توانید بهترین قورمه سبزی را بپزید. شما باید عملا دست به کار شوید و چندین بار اشتباه کنید تا بتوانید در نهایت پیروز شوید، در مورد نوآوری هم به همین شکل است تنها دانستن اصول کافی نیست باید بارها و بارها تمرین کنید و شکست بخورید تا در نهایت پیروز شوید.

در قورمه سبزی هر دفعه تغییراتی در آن ایجاد می کنید یکبار نمک را کم می کنید، باری دیگر سبزی را زیاد می کنید، یکبار هر دو را زیاد می کنید و تست های زیادی انجام می دهید تا در نهایت به ایده آل می رسید. در نوآوری هم وضع به همین منوال است ابتدا شما از یک تکنیک استفاده می کنید و به نوآوری نمی رسید، تکنیک بعدی را امتحان می کنید و جواب نمی گیرید و بالاخره با شکست های پی در پی به نوآوری می رسید.

ادیسون هم برای اختراع برق همین کار را کرد. آزمایشات خود را تکرار کرد و تغییر داد تا به برق رسید.

پس این فکر اشتباه است که در یک زمینه اگر از تکنیکی استفاده شده و به نوآوری رسیدید بتوانید در همه زمینه ها از همان تکنیک استفاده کنید.

برای اینکه فردی خلاق و نوآور شوید لازم است همه تکینک ها را یاد بگیرید، آن ها را بارها و بارها تمرین کنید و در هر زمینه ای تکنیک خاص آن را پیدا کنید و به کار بگیرید.

برای رسیدن به موفقیت نیاز به این دارید که تفکری خلاقانه داشته باشید. می توانید در این زمینه مقاله ” کوله پشتی موفقیت خود را با تفکر خلاقانه به مقصد برسانید” را مطالعه نمایید.

شاد باشید و نوآور

 

شاید دوست داشته باشید:

چهل اصل تریز

40 اصل شاه کلیدهای تریز برای نوآوری : بخش چهارم

اصول تریز در مقاله “40 اصل شاده کلیدهای تریز برای نوآوری: بخش سوم” ده اصل سوم تریز همراه با مثال […]

چهل اصل تریز

40 اصل شاه کلیدهای تریز برای نوآوری : بخش سوم

اصول تریز در مقاله “40 اصل شاده کلیدهای تریز برای نوآوری: بخش دوم” ده اصل دوم تریز همراه با مثال […]

چهل اصل تریز

40 اصل شاه کلیدهای تریز برای نوآوری : بخش دوم

اصول تریز در مقاله “40 اصل شاده کلیدهای تریز برای نوآوری: بخش اول” ده اصل اول تریز همراه با مثال […]

2 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *