ایده کجا پیدا می شود

پیدا کردن ایده

پیدا کردن ایده

تصور کنید در یک اتاق قرار گرفته اید چه چیزی هایی می بینید؟ اگر از اتاق خارج شوید چطور؟ اگر از خانه خود خارج شوید چطور؟ و اگر 10 کیلومتر از خانه دور شوید چه چیزهایی را مشاهده می کنید؟ با حرکت و قدم گذاشتن به دنیای اطراف خود به کشفیات زیادی می رسید. چیزهای جدید را پیدا می کنید و هرچقدر دورتر شوید امکان مواجه شدن با چیزهای جدید خیلی زیاد می شود.

در مورد ایده ها هم همین طور است. شما باید به سوی خارج حرکت کنید. یعنی فراتر از ذهن تان بروید، زیرا بیشتر ایده ها بیرون از ذهن ما و در فضاهای دیگر وجود دارند. در واقع باید گفت این مکان ها و فضاهای گوناگون هستند که بخشی از چالش رسیدن به ایده های مختلف را تشکیل می دهند و موجب برانگیختن چیزی جدید و متفاوت می شوند و این همان دلیلی است که افراد به خاطر آن باید مسیرهای مختلف را در جستجوی ایده دنبال کنند.

شما همچنین برای جستجوی ایده هایتان به ارتباط با دیگران نیاز دارید و برای این کار باید ابتدا توانمندی های خود را بشناسید ( مقاله “چطور شکار ایده کنیم؟” می تواند در تکمیل این مطلب به شما کمک کند) و همچنین علاقه خود.

داستان رولد آمندسن( جستجوگر نروژی دو قطب شما و جنوب که نخستین سفر اکتشافی قطب جنوب را میان سال های 1910 و 1912 رهبری نمود. او نخستین کسی است که به هر دو قطب شمال و جنوب سفر کرده است.) به روشنی ارتباط، علاقه و توانمندی را برای جستجوی ایده به ما نشان می دهد.

رولد آمندسن می گوید: “هیچ کس آنقدر احمق نیست که چیزی منطقی و معقول برای گفتن نداشته باشد.” و تا انجا به این گفته ی خود عقیده داشت که به سگ های همراهش در سفر مخاطره آمیز قطب جنوب، لقب ” همراهان باهوش” را داده بود. او مدتی را میان اسکیموهای گرین لند به زندگی پرداخت تا با فرهنگ، فناوری ها و عادات زندگی آن ها آشنا شود و در این میان درس های ارزش مندی از جمله جایگاه یک رژیم غذایی مناسب( برای جلوگیری از کمبود ویتامین های مورد نیاز بدن) در سفرهای پرمخاطره و اهمیت استراحت و آرامش کافی در زندگی را از آنها فرا گرفت. می توان گفت اصلی ترین راز موفقیت آمندسن، داشتن علاقه ی عمیق به دانسته های مردم بود.

در همان زمان، او به آنچه که رقبای اورپایی اش، درباره ی ماجراهای سفر به قطب می گفتند، اهمیت نمی داد. منابع واطلاعات آن ها اگر چه ضروری بود ولی کافی به نظر نمی رسید. برای کسب نتایج مورد نظر، منابع آنها به اندازه ی کافی متنوع و مختلف نبودند. در واقع این منابع همان هایی بودند که دیگران نیز می دانستند و آمندسن اجازه نداد کاوش گران شکست خورده برایش نقشه ی شکار، که همان طرح رسیدن به قطب جنوب در اوایل قرن بیستم بود را مشخص کنند. او راه خودش را طی کرد- نه یک راه انفرادی و به ور از حقیقت – و برای رسیدن به آن، خود را به مردم نزدیک کرد.

علاقه ی آمندسن، به آداب و رسوم بومیان توسط کسانی که آنها را مردمی “بدوی” و “تنبل” می شمردند، نادیده گرفته شده بود و به همین دلیل برخی از رقبای آمندسن به سبب نداشتن اطلاعات چگونه زنده ماندن در سرما، که جوامع بومی آن را طی قرن ها به دست آورده بودند، به طور غم انگیزی جان خود را در برف و یخ از دست دادند. در سال 1911 آمندسن و گروهش برای اولین بار به قطب جنوب رسیدند و این چیزی نبود جز نتیجه تعریف شکار.

بنابراین ارتباطات، علاقه و توانمندی از عوامل مهم در رسیدن به ایده هستند.

شاد باشید و نوآور

شاید دوست داشته باشید:

کاهش خلاقیت

7 مورد که باعث کاهش خلاقیت می شود؟

کاهش خلاقیت همیشه صحبت از افزایش خلاقیت کرده ایم، ولی چه چیزی باعث کاهش خلاقیت می شود. چه رفتارها یا […]

تاثیر مطالعه کردن در خلاقیت

3 فایده مطالعه کردن روی خلاقیت

فواید مطالعه کردن عوامل زیادی هستند که روی خلاقیت اثرگذارند و باعث می شوند که خلاقیت شما افزایش یابد. یکی […]

تکنیک ایده پردازی pmi

تکنیک ایده پردازی و خلاقیت – تکنیک سوم : PMI

تکنیک ایده پردازی در سری مقالات در مورد تکنیک های ایده پردازی به تکنیک سوم ایده پردازی رسیدیم، تکنیک PMI […]

1 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *